سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

116

طب در دوره صفويه ( فارسى )

براى معالجه دريافت داشته بود فروخته است ، يكى از دوستانش به شوخى گفت بايد خدا را شكر كنى كه حاكم كلاه تو را هم مطالبه نكرد ، اتفاقا همان شب عده‌اى از نوكرهاى حاكم خود را به كاروانى كه او با آن حركت مىكرد رساندند و خواستند فرير را ببينند اما فرير از پذيرفتن ايشان خوددارى كرد . ظاهرا فرير پس از رسيدن به گمبرون بيمار شد زيرا مىدانيم كه روز دوازدهم شعبان به هند مراجعت كرد زيرا « بيمارى سخت وى را وادار ساخت تا ايران را ترك كند » و از آن پس از خدمت در شركت معاف گرديد ، فرير مدت كمى در سورات ماند و سپس به انگلستان مراجعت كرد و در آنجا دكتراى خود را در رشته طب نيز از دانشگاه گرفت و در سال 1697 ( 1109 ه . ق . ) به عضويت انجمن سلطنتى پزشكان بريتانيا درآمد ، و سپس يادداشت‌هاى خود را دربارهء ايران ، كه من از مطالب آن استفاده فراوان كرده‌ام ، چاپ و منتشر ساخت . پس از مراجعت فرير در كار ثبت اطلاعات پزشكى در بندر گمبرون وقفه‌اى ايجاد شد . گويا يك پزشك هلندى به عنوان جراح هيات نمايندگى انتخاب گرديد ، تا اين كه او نيز به علت ابتلاى به تب از پا درآمد . اين شخص انگلبرت كمپفر « 36 » نام داشت و به عنوان منشى و پزشك سفير سوئد در دربار شاه سليمان صفوى كه در آن ايام سلطنت مىكرد به ايران آمده بود . او پس از مراجعت به اروپا نظريات خود را دربارهء ايران چاپ و منتشر ساخت ، و آنچه در كتاب او جلب توجه مىكند اين است كه به رغم كوتاه بودن مدت توقف وى در ايران آنچه نوشته است موثق است - در موزه بريتانيا كتاب خطى به نام « توصيف ايران تاليف انگلبرت كمپفر اصفهان 1684 » « 37 » وجود دارد كه زير آن امضاى رافائل دومان قرار دارد . رافائل دومان همان كسى است كه كتاب « ايران در سال 1660 » « 38 » را نوشته و من در تدوين اين كتاب از آن استفاده زيادى كرده‌ام زيرا منبع اطلاعاتى بهترى از آن در دست نداريم . تاريخ ايران طى چند سال بعد از اين وقايع مغشوش است و ما اطلاع جامعى از وضع داخلى كشور نداريم . شاه سليمان در سال 1106 وفات يافت و پسرش حسين ميرزا جانشين او گرديد و اين شاه سلطان حسين حتى از پدر خود بىكفايت‌تر بود . او وزير باوفاى خود را به قتل رساند و با حمله بدون نتيجه به هرات موجبات تضعيف قواى خويش را فراهم آورد ، و افغان‌ها متقابلا ايران را در معرض تاخت و تاز قرار دادند . در مورد وقايع مزبور هيچ تاريخى بهتر از يادداشت‌هاى اعضاى هيات‌هاى مذهبى كه شخصا ناظر بر جريان بودند نيست ، و در بين اين يادداشت‌ها احتمالا ياداشت‌هاى كشيش پزشك ليندر از كليساى سيپحيليا از همه موثق‌تر و جامع‌تر است .

--> ( 36 ) - Engelbert Kampfer ( 37 ) - Descripto Persiae Communicata Engelberto Kampfero , Ispanae 1684 ( 38 ) - Etat de la pers en 1960